اهمیت پیروزی «جرمی کوربین»، رهبر جدید حزب «کارگر» بریتانیا، را نمی‌توان فقط در محدوده سیاست داخلی این کشور در نظر گرفت. پیروزی او می‌تواند بر عرصه بین‌الملل و سیاست‌های منطقه‌ای اتحادیه اروپا و حتی سیاست‌های بین‌الملل نیز تأثیر بگذارد. به گفته یکی از هواداران جرمی کوربین، تمامی سوسیالیست‌ها در اعتقادات باطنی او سهیم هستند؛ اما پایبندی به اصول بدون داشتن قدرت چه فایده‌ای خواهد داشت. یونان شاهد قدرت‌گرفتن گروه‌های چپ‌گرا بود که به حزب سیاسی حاکم «سیریزا» تبدیل شد؛ اما «الکسیس سیپراس»، رهبر این حزب، بعدا از مقام خود استعفا داد و بار دیگر بخت خود را در معرض آزمایش گذاشت. حزب «پودموس» اسپانیا با موضع ضدریاضت اقتصادی و سیاستی متفاوت برای مدتی یکی از محبوب‌ترین احزاب سیاسی اسپانیا بود؛ اما این روند فقط شامل احزاب چپ‌گرا نمی‌شود؛ بلکه در بسیاری از کشورهای اروپایی احزاب ملی‌گرای افراطی هم موقعیت بهتری پیدا کرده‌اند. 
در آمریکا هم دیگر احزاب راست‌گرا یکه‌تاز میدان سیاست نیستند. «برنی ساندرز»، که مانند کوربین از چپ‌گراهای باسابقه آمریکا به‌شمار می‌آید، از منتقدان استفاده از پول و قدرت در مبارزات انتخاباتی آمریکاست. مواضع ضدجنگ و ضدنابرابری ساندرز‌ هزاران نفر را به گردهمایی‌های انتخاباتی او کشانده است. از طرفی دیگر بیل بلاسیو، شهردار نیویورک صرفا براساس مواضع چپ‌گرایانه خود و وعده مبارزه با نابرابری انتخاب شد. 
در کشورهای غربی اقلیت در خور ‌ملاحظه‌ای وجود دارند که دیگر جهان‌بینی متعارف را قبول ندارند و خواهان راه‌حل‌های متفاوت و نامتعارف‌تری هستند. این اقلیت همچنین خواستار صداقت و اصالت سیاست‌مدارانی هستند که به‌جای حرافی و تکرار شعارهای تو‌خالی، هراسی از بیان نظرات و اعتقادات خود نداشته باشند؛ کسانی که ورود به سیاست برای آنها تنها انتخاب شغل نیست، بلکه می‌خواهند تغییری ایجاد کنند؛ اما پایبندی به اصول آسان نیست. 
جرمی کوربین حالا که به رهبری حزب کارگر انتخاب شده است، دیگر نمی‌تواند فقط اعتقادات خود را بیان کند، بلکه باید سیاست‌های توافق‌شده با سایر اعضای حزب را هم در نظر داشته باشد. پایبندی به اصول حزب و حفظ صداقت برای بسیاری از مخالفان کوربین در داخل حزب کارگر هم مشکل شده است؛ آنها چگونه می‌توانند پیرو رهبری باشند که با او مخالفند؛ ولی صداقت و پایبندی خود به اصول حزب را هم حفظ کنند؟ در‌این‌میان تجربه احزاب دیگر کشورهای اروپایی هم نشان‌دهنده دشواری راه است. 
حزب سیریزا در یونان در مواجهه با واقعیت مجبور شد بسیاری از وعده‌های انتخاباتی خود را کنار بگذارد. این حزب ممکن است دوام بیاورد و به ‌عنوان یک حزب میانه‌رو متمایل به چپ به حیات خود ادامه دهد، اما بسیاری از حامیان پرشور خود را به ‌شدت سرخورده کرده است.

منبع: روزنامه شرق،صفحه جهان،مورخ 1394/6/29