گفتاری از آیزایا برلین  در باره فلسفه سیاسی

دکتر صلاح الدین هرسنی

آیزایا برلین از استاد فلسفه خود نقل می کند که وقتی در مقابل این پرسش دانشجویان قرار می گرفت که تاریخ اندیشه ها به چه کار می آید،به زبان ساده می گفت:

ادامه نوشته

چگونگی سلطه امپریالیسم در دوران پسا استعماری

دکتر صلاح الدین هرسنی

سلطه امپریالیسم در دوران معاصر در سه بعد اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی امکان بروز یافته است . در حوزه ی اقتصادی می توان از نوعی بنیادگرایی بازار آزادسخن به میان آورد که در آن به جای دولت ها و ملت ها در نقش صاحبان کلاسیک توسعه طلبی ، هم اینک کثیری از نهادهای بین المللی چون صندوق پول،بانک جهانی،و شرکت های چند ملّیتی ،دریک دنیای شدیداً تقسیم شده در پی سودآوری در چارچوب سرمایه داری متأخرند . هژمونی اصلی در عرصه ی اقتصاد جهانی ، متأثر از نظریه های نئولیبرالی است که با فروکاهی نقش توزیع کننده ی دولت ها اساساً حامی منافع نخبگان تجاری و فراملّی است.در حوزه ی سیاسی وران معاصر شاهد روندهای جدید سلطه گری ایالات متحده و ادعاهایی درباره ی تشکیل حکومت جهانی و جهانی سازی می باشد.حامیان چنین گسترش خواهی توسعه جویی خود را با عنوان امپریالیسم تدافعی توجیه می کنند.از منظری سیاسی،مرحله ی جدید سلطه ی جهانی،عمدتاً زیر سیطره ی زیاده خواهی های هژمونی ایالات متحده است.در ساحت فرهنگی نیز دوران معاصر نمادها ، مضامین و نشانگانی از تجلی گفتمانی را شاهد است که از طریق امپراتوری های رسانه ای و دیگر ابزارهای فرهنگی، به احیاء فرآیند غربی سازی جهان می پردازند.ریشه های نظریه های مدرن راجع به امپریالیسم فرهنگی به اواخر دهه ی 1960 و خصوصاً به تعدادی از تحلیل گران آمریکایی لاتین باز می گردد.

ادامه نوشته

نظریه پردازی پیرامون علل و عوامل ظهور جنبش های اسلامی

دکتر صلاح الدین هرسنی

گسترش موج اسلام گرایی و ظهور گروه های سیاسی اسلامی بی گمان یکی از مهمترین تحولات سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه ربع آخر قرن بیستم بوده است.در این راستا تلاش های پیرامون تبیین پدیده اسلام گرایی معاصر چه در غالب گفتمان نوگرایی و چه در چار چوب های خارج از این گفتمان تنها در پی ریشه یابی عوامل ظهور گسترش موج گرایش های سیاسی مذهبی در خاورمیانه بوده اند. یکی از دبایل عمده تسلط این گرایش نظری را شاید بتوان در این نکته مهم ذکر کرد که رشد اسلام سیاسی در منطقه که با انقلاب اسلامی ایران شتاب گرفت و طی سال های دهه 1980بیشتر کشور های خاورمیانه را در نوردید،برای دنیای غرب ناشناخته بود و محافل دانشگاهی و سیاسی آن سامان را کنجکاو کرد تا به ریشه یابی ظهور این پدیده بپردازند.به هر تقدیر، در باره علل وعوامل ظهور جنبش های اسلامی معاصر،تلاش هایی صورت گرفت و در قالب مولفه هایی مفصل بندی گردید.از آنجا كه جنبش هاي اسلامي قرن 20 و يا بنيادگرايي اسلامي نوعي جنبش اجتماعي با رنگ و ماهيت ديني به حساب مي آيند، دراين قسمت چند نظريه خاص مربوط به جنبشهاي اجتماعي ارائه می گردد.

ادامه نوشته

رهیافت های نظری دولت و توسعه اقتصادی در کشور های جهان سوم

دکتر صلاح الدین هرسنی

تئوری های توسعه از دهه 1950،جایگاه قابل توجهی در نظریات علوم سیاسی به دست آورده اند.این امر ناشی از ضرورت های بین المللی بود.تحولات سیاسی واقتصادی در جهان سوم به گونه ای بی وقفه تداوم می یافت. بنابر این ضرورت تغییرات ساختاری در کشور های نوظهور به عنوان امری اجتناب ناپذیر تلقی می شد. در چنین شرایطی حوزه سیاست تطبیقی از تحرک ویژه ای برخوردار شد. نظرات ارائه شده در این حوزه مبتنی بر مکانیسم های اداره جامعه وهمچنین گذار جوامع سنتی به شکل بندی های اقتصادی وسیاسی مدرن بود.به این ترتیب رویکرد های توسعه ای را می توان به عنوان ابزار هژمونی بین المللی دانست. این امر نقطه عطفی در تغییرات ساختاری کشور های پیرامونی تلقی می شود. نظام سرمایه داری با بحران های ادواری متعددی روبرو بوده است. برخی از این بحران ها،عرصه جدال در روابط کشور های صنعتی را تشدید نمود. در این شرایط نظام سرمایه داری تلاش قابل توجهی را برای مهار بحران انجام داد. یکی از الگو های مهار تضاد های ساختاری در نظام سرمایه داری را می توان افزایش ظرفیت تولید،مصرف،مشارکت وتحرک در کشور های پیرامونی دانست. در نتیجه چنین اداراکی،نظام سرمایه داری عهده دار نقش قابل ملاحظه ای در فرآیند های سیاسی واقتصادی گردید.

ادامه نوشته