جنگ سوریه به ششمین سال خود نزدیک می شود.در طول این سال هایی که سوریه در گیر جنگ بود، مساعی جمیله و تلاش های فراوانی برای صلح در قالب مذاکرات،میانجیگری دیپلمات ها،مذاکرات،نشست ها و اخیراً توافق برای آتش بس میان نیروهای درگیر جنگ صورت گرفت،اما منجر به نتیجه ای سودمند برای حصول به صلح نشد. حال که بحران و جنگ سوریه با تصاعدش در حلب ابعاد تازه ای گرفته است،کشور های درگیر بحران با نشست در لوزان سوئیس خواهان راه تازه و طرحی نو برای کاهش مخاصمات و النهایه برقراری صلح در سوریه هستند.

      نشست لوزان در تاریخ 15 اکتبر2016 با حضور کشور های آمریکا،روسیه،سوریه،عربستان،ترکیه،قطر و ایران از سر گرفته شده است.به نظر می رسد که این نشست با توجه به منویات و رفتار پارادوکسیکال برخی از کشور های محوری دخیل در بحران همچون گذشته نتواند منجر به نتایج سودمندی در کاهش مخاصمات و یا تامین صلح باشد.این نشست و یا نشست های محتمل مشابه در آینده فقط نوعی فرصت سوزی در تحقق صلح است و زمینه را چه در کوتاه مدت و بلند مدت برای تداوم بحران فراهم می کند.

       با نگاهی واقع بینانه مسئوولیت بخش اعظم این فرصت سوزی متوجه رفتار های روسیه و آمریکاست.این دو کشور با توجه به منویات خود چنانکه در مدت توافق آتش بس های اخیر نشان داده اند،مسبب شکست های آن آتش بس بوده اند تا از پس آن فرایند صلح به تعلیق و تاخیر افتد و وضعیت جنگ وارد فاز جدیدی شود.لذا به نظر می رسد نشست لوزان هم تحت اراده سیاسی و منویات این کشور رقم بخورد.در این باره آنجا که با منویات آمریکا ارتباط می یابد، بیشتر مسئله عدم رضایت این کشور از حضور روسیه در واقعیت های میدانی خاورمیانه به ویژه سوریه حائز اهمیت است.به عبارت دیگر،آمریکا از حضور روسیه در منازعات خاورمیانه در اساس رضایت ندارد. بنابر این بخش اعظم تلاش و مساهمت آمریکا صرف خنثی سازی اهداف حضور روسیه است. در شرایطی که استراتژی تقاعد و اقناع حریف برای عدم حضور در واقعیت های میدانی جای تلاش برای رفع مخاصمه و اعاده صلح را بگیرد،طبیعی است که جلوه ها و نشانگان بی ثباتی در کشور دستخوش بحران،وضعیت تصاعد به خود می گیرد. آمریکا این رفتار را تحت تاثیر ادراکات حضور روسیه در سوریه به انجام می رساند.این وضعیت هم اینک با توجه به منویات آمریکا در سوریه به ویژه شهر حلب هویدا و پیداست.

      آنجا هم که با منویات روسیه ارتباط می یابد،بیش از هر چیز با رفتار های تحریک آمیز و ایذایی این کشور با هدف پر رنگ تر شدن حضور بی چالشش در خاورمیانه در پیوند است.در باور مقامات کرملین حضور روسیه در خاورمیانه در راستای حضور مداوم آمریکا در این منطقه قابل توجیه است و بحران سوریه زمینه این حضور و رفتار مداخله گرایانه این کشور را فراهم کرده است. به واقع  بحران سوریه را می توان سکوی پرش مقامات کرملین در خاورمیانه دانست. در راستای رفتار ایذایی روسیه، این کشور به جهت تقویت حضور خود در خاورمیانه یک سلسله رفتار های ایذایی را در سوریه در دستور کار قرار داده است. روسیه هم اینک  در راستای رفتار های ایذایی خود قصد دارد ضمن گسترش پایگاه نظامی اش در سوریه، پایگاه هوایی و دریایی اش را در لاذقیه و استان طرطوس دائمی کند.حتی روسیه تلاش دارد که موشک های اسکات و اس 300 خود در طرطوس را استقرار دهد.بدون تردید تعقیب چنین منویاتی برای سوریه مخاطره آفرین و سر آغاز بحران جدیدی در سوریه خواهد بود.در یک نگاه باید گفت که اهداف حضور روسیه در سوریه آنگونه که مقامات کرملین ادعا می کنند نه مبارزه با داعش و مخالفان بشار اسد،بلکه برای نمایش پرستیژ  بیشتر روسیه در نظم پرآشوب خاورمیانه صورت می گیرد.و چه بسا که ممکن است که با نگاه ابزاری و فرصت طلبانه خود نظام سیاسی سوریه را قربانی مطامع بلند پروازنه خود کند.در کنار این رفتار هایی که قرار است از روسیه سر بزند، از سر گیری روابط روسیه با ترکیه بحران سوریه را وارد فاز جدیدی خواهد کرد. کشوری چون ترکیه که از همان ابتدا قصد براندازی دولت بشار اسد را داشت،چگونه می تواند با حضور در میز مذاکره در تحقق صلح موثر واقع شود؟ در بعد دیگر حضور توامان عربستان با ایران با توجه به گسترش تنازعات دو کشور در وقت حاضر،نمی تواند متضمن تحصیل صلح در سوریه باشد.به واقع نشست لوزان آنهم با تضاد منافع کشور های حاضر در حکم  نقض غرضی است که برای آن جمع شده اند. تنها فایده نشست لوزان را باید آتش بس چند روزه ای دانست که در سایه آن قرار است زمینه برای ارسال کمک های بشر دوستانه به مناطق جنگ زده فراهم شود.به این ترتیب با توجه به تضاد منافع کشور های حاضر در نشست لوزان،چشم انداز صلح سوریه را باید تیره و تاریک تر از گذشته دانست و به نظر می رسد ایده صلح در سوریه بیشتر به رویا شبیه باشد تا به واقعیت.